تبليغاتX
مفاتیح الجنان

مفاتیح الجنان




دعاى روز سه‏شنبه

 اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ وَ الْحَمْدُ حَقُّهُ، كَما يَسْتَحِقُّهُ حَمْداً كَثيراً، وَ اَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ نَفْسى‏، اِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ اِلاَّ ما رَحِمَ رَبّى‏، وَ اَعُوذُ بِهِ مِنْ شَرِّ الشَّيْطانِ الَّذى‏ يَزيدُنى‏ ذَنْباً اِلى‏ ذَنْبى‏، وَ اَحْتَرِزُ بِهِ مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ فاجِرٍ،  وَ سُلْطانٍ جآئِرٍ، وَ عَدُوٍّ قاهِرٍ، اَللّهُمَّ اجْعَلْنى‏ مِنْ جُنْدِكَ، فَاِنَّ جُنْدَكَ هُمُ الْغالِبُونَ، وَ اجْعَلْنى‏ مِنْ حِزْبِكَ فَاِنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ، وَاجْعَلْنى‏ مِنْ اَوْلِيآئِكَ فَاِنَ‏ اَوْلِيآئَكَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ، اَللّهُمَّ اَصْلِحْ لى‏ دينى‏ فَاِنَّهُ‏ عِصْمَةُ، اَمْرى‏ وَ اَصْلِحْ لى‏ اخِرَتى‏ فَاِنَّها دارُ مَقَرّى‏ وَ اِلَيْها مِنْ مُجاوَرَةِ اللِّئامِ‏ مَفَرّى‏، وَ اجْعَلِ الْحَيوةَ زِيادَةً لى‏ فى‏ كُلِّ خَيْرٍ، وَ الْوَفاةَ راحَةً لى‏ مِنْ كُلِّ شَرٍّ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ، وَ تَمامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلينَ، وَ عَلى‏ آلِهِ‏ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ، وَاَصْحابِهِ الْمُنْتَجَبينَ، وَ هَبْ لى‏ فِى الثُّلَثآءِ ثَلاثاً، لا تَدَعْ‏ لى‏ ذَنْباً اِلاَّ غَفَرْتَهُ، وَ لا غَمّاً اِلاَّ اَذْهَبْتَهُ، وَ لا عَدُوّاً اِلاَّ دَفَعْتَهُ، بِبِسْمِ اللَّهِ خَيْرِ الْأَسْمآءِ، بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الْاَرْضِ وَ السَّمآءِ اَسْتَدْفِعُ كُلَّ مَكْرُوهٍ اَوَّلُهُ سَخَطُهُ، وَاَسْتَجْلِبُ كُلَّ مَحْبُوبٍ اَوَّلُهُ رِضاهُ، فَاخْتِمْ لى‏ مِنْكَ بِالْغُفْرانِ يا وَلِىَّ الْإِحْسانِ‏.

ترجمه: «ستايش خاص خدا است و حق اوست آنچنانكه شايسته و لايق اوست بسيار، و پناه برم به خدا از بدى شر نفس خود كه همانا نفس وادار كننده به بدى است مگر آن‏را كه پروردگار رحم كند و پناه برم به او از شر شيطان كه (پيوسته) گناهى بر گناهم بيفزايد و بوسيله او پناه گيرم از شر هر گردنكش تبه‏كار و حكمران ستمكار و دشمن قهارى خدايا مرا از لشكر خود قرار ده زيرا سپاه تو فقط پيروزند و از حزب خويش قرارم ده زيرا حزب تو فقط رستگارند و از اولياء خود قرارم ده زيرا اولياء تو هستند كه خوف و ترسى برايشان نيست و حزن و اندوهى ندارند خدايا دينم را اصلاح كن كه‏ دين نگهدار كار من است و آخرتم را اصلاح كن كه خانه پايدار من آنجا است و از مجاورت لئيمان گريزگاهم بدانجا است، و زندگى را براى من مايه فزونى در هر كار خيرى قرار ده و مرگ را آسودگى از هر شرى برايم مقرر فرما. خدا درود فرست بر محمد خاتم پيمبران و كامل كننده شماره رسولان و بر آل پاك و پاكيزه‏اش و اصحاب برگزيده‏اش و در روز سه‏شنبه سه چيز به من عطا كن: هرگناهى را از من بيامرز، و هر اندوهى را از من دور كن، و هر دشمنى را از من دفع فرما بنام خدا كه بهترين نامها است به نام خدا پروردگار زمين و آسمان دور كنم از خود هر بدى را كه آغازش خشم او است‏ ومى‏كشم‏بسوى‏خودهركار محبوبى را كه آغازش خوشنودى او است پس از جانب خودكارم را به آمرزش‏پايان‏ده اى صاحب احسان».‏

 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 4:3  توسط ن . د 



 
دعاى روز دوشنبه‏

 اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ لَمْ يُشْهِدْ اَحَداً حينَ فَطَرَ السَّمواتِ وَ الْاَرْضَ وَ لاَاتَّخَذَ مُعيناً حينَ بَرَءَ النَّسَماتِ، لَمْ يُشارَكْ فِى الْإِلهِيَّةِ، وَ لَمْ يُظاهَرْ فِى الْوَحْدانِيَّةِ، كَلَّتِ‏ الْاَلْسُنُ عَنْ غايَةِ صِفَتِهِ، وَ الْعُقُولُ عَنْ كُنْهِ مَعْرِفَتِهِ، وَ تَواضَعَتِ الْجَبابِرَةُ لِهَيْبَتِهِ، وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْيَتِهِ، وَ انْقادَ كُلُّ عَظيمٍ لِعَظَمَتِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ مُتَواتِراً مُتَّسِقاً وَ مُتَوالِياً مُسْتَوْسِقاً، [ثِقاً] وَصَلَواتُهُ عَلى‏ رَسُولِهِ اَبَداً، وَ سَلامُهُ دآئِماً، سَرْمَداً اَللّهُمَّ اجْعَلْ اَوَّلَ يَوْمى‏ هذا صَلاحاً، وَ اَوْسَطَهُ فَلاحاً، وَ آخِرَهُ نَجاحاً، وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ يَوْمٍ اَوَّلُهُ فَزَعٌ، وَ اَوسَطُهُ جَزَعٌ، وَ آخِرُهُ وَجَعٌ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْتَغْفِرُكَ لِكُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ، وَ كُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ، وَ كُلِّ عَهْدٍ عاهَدْتُهُ‏ ثُمَّ لَمْ اَفِ بِهِ، وَ اَسْئَلُكَ فى‏ مَظالِمِ عِبادِكَ عِنْدى‏، فَاَيُّما عَبْدٍ مِنْ عَبيدِكَ اَوْ اَمَةٍ مِنْ اِمآئِكَ، كانَتْ لَهُ قِبَلى‏ مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُها اِيَّاهُ فى‏ نَفْسِهِ، اَوْ فى‏ عِرْضِهِ اَوْ فى‏ مالِهِ، اَوْ فى‏ اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ، اَوْ غيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِها، اَوْ تَحامُلٌ عَلَيْهِ بِمَيْلٍ اَوْ هَوىً‏ اَوْ اَنَفَةٍ اَوْ حَمِيَّةٍ، اَوْ رِيآءٍ اَوْ عَصَبِيَّةٍ، غآئِباً كانَ اَوْ شاهِداً، وَحَيّاً كانَ اَوْ مَيِّتاً، فَقَصُرَتْ يَدى‏ وَضاقَ وُسْعى‏ عَنْ رَدِّها اِلَيْهِ وَالْتَحَلُّلِ مِنْهُ، فَاَسْئَلُكَ يا مَنْ‏ يَمْلِكُ الْحاجاتِ، وَهِىَ مُسْتَجيبَةٌ لِمَشِيَّتِهِ، وَ مُسْرِعَةٌ اِلى‏ اِرادَتِهِ، اَنْ تُصَلِىَ‏ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَنْ تُرْضِيَهُ عَنّى‏ بِما شِئْتَ، وَ تَهَبَ لى‏ مِنْ عِنْدِكَ‏ رَحْمَةً، اِنَّهُ لا تَنْقُصُكَ الْمَغْفِرَةُ، وَ لا تَضُرُّكَ الْمَوْهِبَةُ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ، اَللّهُمَّ اَوْلِنى‏ فى‏ كُلِّ يَوْمِ اثْنَيْنِ نِعْمَتَيْنِ مِنْكَ ثِنْتَيْنِ، سَعادَةً فى‏ اَوَّلِهِ بِطاعَتِكَ، وَ نِعْمَةً فى‏ اخِرِهِ بِمَغْفِرَتِكَ، يا مَنْ هُوَ الْإِلهُ، وَ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِواهُ.

ترجمه: «ستايش خاص خدايى است كه هيچكس را گواه نياورد در آن هنگامى كه آسمانها و زمين را آفريد و كمك‏كارى براى خود نگرفت در آن هنگامى جنبندگان را پديد آورد در معبوديت خود شريك ندارد در يكتايى پشتيبانى نشود زبانها از حد وصفش لال و عقلها از كنه معرفتش عاجز است گردنكشان در برابر هيبتش فروتن و چهره‏ها از بيم و هراسش خاضع و هر بزرگى در عظمتش رام گشته پس خاص تو است ستايش‏ پى‏درپى و منظم، و دنباله‏دار و محكم و درودهاى ابدى و تحيت هميشگى و دائمى تو بر پيامبرت باد خدايا آغاز امروز مرا صلاح و وسطش را رستگارى و پايانش را كامروايى قرارده و پناه مى‏برم به تو از روزى كه آغازش ترس و وسطش بى‏تابى و پايانش درد و رنج‏ باشد خدايا از تو آمرزش خواهم براى هر نذرى كه كرده‏ام و هر وعده‏اى كه دادم و هر عهدى كه بستم ولى به آن وفا نكرده‏ام و درباره حقوق و مظلمه‏هايى كه از بندگانت به گردن دارم درخواست مى‏كنم كه هر بنده‏اى از بندگانت‏ يا هر كنيزى از كنيزانت كه در گردن من حقى دارد و از من ستمى به او رسيده در جانش يا در ابرويش يا در مالش يا در خانواده و فرزندش يا غيبتى از او كرده‏ام يا بارى بر دوشش نهاده‏ام كه سببش خواهش يا هواى نفس‏ يا خودخواهى يا رشك يا خودنمايى يا تعصب بيجا بوده چه آن‏كس غايب باشد چه حاضر، زنده باشد يا مرده، و دست من اكنون كوتاه و وسعم نارسا است از اينكه آن حق را به او رد كنم و از او حلاليت جويم پس از تو مى‏خواهم اى كسى كه مالك حاجاتى و به خواست تو آنهامستجاب‏گردد و بسوى اراده‏ات شتابان شوند(مى‏خواهم) كه درود فرستى‏ بر محمد و آلش و آن شخص را به آنطور كه خواهى از من خوشنود گردانى و از نزد خود به من رحمتى بخشى زيرا كه آمرزش از تو نكاهد و بخشش به تو زيان نرساند اى مهربانترين مهربانها خدايا به من عطا كن در هر روز دوشنبه دو نعمت از جانب خودت يكى خوشبختى در اول روز به وسيله فرمانبردارى‏  تو و ديگر نعمتى در آخر روز به آمرزش و مغفرتت اى كسى كه تنها معبود ما او است و گناهان را جز او كسى نيامرزد».


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 23:38  توسط ن . د 



فصل سيّم
در ذكر دعاهاى ايّام هفته منقول از ملحقات صحيفه سجّاديه‏

دعاى روز يكشنبه‏ 

بِسْمِ اللَّهِ الَّذى‏ لا اَرْجُو اِلاَّ فَضْلَهُ، وَ لا اَخْشى‏ اِلاَّ عَدْلَهُ، وَ لا اَعْتَمِدُ اِلاَّ قَوْلَهُ، وَ لا اُمْسِكُ اِلاَّ بِحَبْلِهِ، بِكَ اَسْتَجيرُ يا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوانِ مِنَ‏الظُّلْمِ وَ الْعُدْوانِ، وَمِنْ غِيَرِ الزَّمانِ وَ تَواتُرِ الْأَحْزانِ، وَ طَوارِقِ الْحَدَثانِ، وَ مِنِ‏انْقِضآءِ الْمُدَّةِ قَبْلَ التَّاَهُّبِ وَ الْعُدَّةِ، وَ اِيَّاكَ اَسْتَرْشِدُ لِما فيهِ الصَّلاحُ وَالْإِصْلاحُ، وَ بِكَ‏ اَسْتَعينُ فيما يَقْتَرِنُ بِهِ النَّجاحُ وَالْإِنْجاحُ، وَ اِيَّاكَ اَرْغَبُ فى‏ لِباسِ الْعافِيَةِ وَتَمامِها، وَ شُمُولِ السَّلامَةِ وَ دَوامِها، وَ اَعُوذُ بِكَ يا رَبِّ مِنْ هَمَزاتِ‏ الشَّياطينِ، وَاَحْتَرِزُ بِسُلْطانِكَ مِنْ جَوْرِ السَّلاطينِ، فَتَقَبَّلْ ما كانَ مِنْ‏ صَلوتى‏ وَصَوْمى‏، وَ اجْعَلْ غَدى‏ وَ ما بَعْدَهُ اَفْضَلَ مِنْ ساعَتى‏ وَ يَوْمى‏ وَ اَعِزَّنى‏ فى‏ عَشيرَتى‏ وَ قَوْمى‏، وَ احْفَظْنى‏ فى‏ يَقْظَتى‏ وَ نَوْمى‏، فَاَنْتَ اللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً، وَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَبْرَءُ اِلَيْكَ فى‏ يَوْمى‏ هذا وَ مابَعْدَهُ‏ مِنَ الْاحادِ، مِنَ الشِّرْكِ وَ الْإِلْحادِ، وَ اُخْلِصُ لَكَ دُعآئى‏ تَعَرُّضاً لِلْإِجابَةِ، وَ اُقيمُ‏ عَلى‏ طاعَتِكَ رَجآءً لِلْإِثابَةِ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ خَيْرِ خَلْقِكَ الدَّاعى‏ اِلى‏ حَقِّكَ، وَاَعِزَّنى‏ بِعِزِّكَ الَّذى‏ لايُضامُ، وَ احْفَظْنى‏ بِعَيْنِكَ الَّتى‏ لا تَنامُ، وَاخْتِمْ‏ بِالاِنْقِطاعِ اِلَيْكَ اَمْرى‏، وَ بِالْمَغْفِرَةِ عُمْرى‏، اِنَّكَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ.

ترجمه: «بنام خدايى كه جز فضلش اميدى ندارم و جز عدلش از چيزى ترس ندارم و جز به گفته او اعتماد ندارم و جز به رشته (بندگى و اخلاص) او چنگ نزنم اى داراى گذشت و خوشنودى به تو پناه برم از ستم و دشمنى (خلق) و از دگرگونيهاى روزگار و پى‏درپى رسيدن اندوهها و حوادث ناگوار شب و از سپرى شدن عمر قبل از آمادگى و توشه‏گيرى و تنها از تو راهنمايى مى‏جويم براى آنچه صلاح و اصلاح من در آنست و از تو يارى طلبم در (رسيدن به) آنچه مقرون به كاميابى و كامروايى است و از تو اميد دارم براى پوشش لباس تندرستى‏ كامل و شمول سلامتى دائم و پناه مى‏برم به تو اى پروردگار از وسوسه‏هاى‏ شياطين واحتراز جويم بوسيله سلطنت تو از ستم سلاطين پس (اى خدا) نماز و روزه‏ام را بپذير و فرداى من و مابعد آنرا بهتر از اين ساعت و امروزم قرارده و مرا در ميان فاميل و خويشانم عزيز گردان و مرا در بيدارى و خوابم حفظ كن كه تويى خدايى كه‏ بهترين نگهبانى و تو مهربانترين مهربانانى خدايا من بسوى تو بيزارى جويم و در اين روز و روزهاى‏ يكشنبه ديگر از شرك و بى‏دينى و دعايم را براى تو خالص مى‏كنم تا در معرض اجابت قرار گيرد و همچنان بر اطاعتت پايدارى مى‏كنم پس درود فرست بر محمد بهترين خلق خود آنكه (مردم را) بسوى حقانيتت خواند و مرا به عزت تزلزل‏ناپذيرت عزيز گردان و به ديده‏ات كه هرگز نخوابد حفظ كن و ببريدن‏ از خلق و توجه بسوى خودت كارم را به پايان رسان و عمرم را قرين به آمرزش به اتمام رسان كه همانا تويى آمرزنده مهربان‏»



 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 19:35  توسط ن . د 



و نيز بدان كه در وقت طلوع آفتاب و وقت غروب ادعيه و اذكار بسيار از حضرت رسول خداصلى الله عليه وآله و ائمه طاهرين‏عليهم السلام مأثور گرديده است و تحريص و ترغيب بيشمار بر محافظت ايندو وقت در آيات و اخبار وارد شده است و ما در اين مختصر بذكر چند دعاى معتبر اكتفا مى‏كنيم:

اوّل- مشايخ حديث به سندهاى معتبره از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده‏اند كه فريضه و واجبست بر هر مسلمان كه ده مرتبه پيش از طلوع آفتاب و ده مرتبه پيش از غروب اين دعا را بخواند:

لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحيى‏ وَ يُميتُ وَ يُميتُ‏وَ يُحْيى‏ وَ هُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَى‏ءٍ قَديرٌ

ترجمه: «معبودى جز او نيست كه يگانه است و شريكى ندارد فرمانروايى و ستايش خاص او است زنده كند و بميراند وبميراند و زنده كند و او است زنده‏اى كه نميرد هر چه خير است بدست او است و او بر هر چيز توانا است.»

و در بعضى از رواياتست كه اگر ترك شود قضا كنيد كه لازمست.

دويّم- و نيز از آن حضرت در روايات معتبره وارد شده كه پيش از طلوع و غروب آفتاب ده مرتبه بگو

اَعُوذُ بِاللَّهِ السَّميعِ الْعَليمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ وَ اَعُوذُ باللَّهِ اَنْ‏ يَحْضُرُونِ اِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ

ترجمه: «پناه برم به خداى شنواى دانا از وسوسه‏هاى درونى شياطين و پناه برم از اينكه‏ نزدم حاضر شوند و براستى اوست خداوندى كه شنوا و دانا است.

سيّم ونيز از آن حضرت روايت شده كه چه‏ مانع است شمارا كه ‏درهر صبح‏ وشام سه مرتبه اين دعا را بخوانيد:

اَللّهُمَّ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالأَبْصارِ، ثَبِّتْ قَلْبى‏ عَلى‏ دينِكَ، وَلاتُزِغْ قَلْبى‏ بَعْدَ اِذْهَدَيْتَنى‏ وَهَبْ لى‏ مِنْ لَدُنْكَ‏ رَحْمَةً، اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهَّابُ، وَ اَجِرْنى‏ مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ، امْدُدْ لى‏ فى‏ عُمْرى‏، وَاَوْسِعْ عَلَىَّ فى‏رِزْقى‏، وَانْشُرْ عَلَىَّ رَحْمَتَكَ، وَ اِنْ كُنْتُ عِنْدَكَ فى‏ اُمِ‏الْكِتابِ‏ شَقِيّاً فَاْجَعْلنى‏ سَعيداً، فَاِنَّكَ تَمْحُوا ما تَشآءُ وَتُثْبِتُ، وَ عِنْدَكَ اُمُّ الْكِتابِ.

ترجمه: « اى خداى گرداننده دلها و ديده‏ها!  دل مرا بر دين خود ثابت گردان و پس از آنكه هدايتم كردى دلم را منحرف مكن و از نزد خويش رحمتى به من ببخش كه همانا تو بخشايشگرى و از آتش دوزخ به رحمت خويش پناهم ده خدايا عمرم را دراز كن و در روزيم‏ فراخى ده و رحمتت را بر من بگستران و اگر من در كتاب (و دفتر) اصلى (لوح) پيش تو تيره‏بخت‏

 و شقى هستم پس مرا خوشبخت گردان كه البته تو هر چه را خواهى محو كنى و هر چه را خواهى اثبات و كتاب اصلى نزد تو است‏.

چهارم- و نيز از آن حضرت منقول است كه در هر صبح و شام اين دعا را بخوان

اَلْحَمدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ يَفْعَلُ ما يَشآءُ وَ لا يَفْعَلُ ما يَشآءُ غَيْرُهُ، اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ كَما يُحِبُّ اللَّهُ‏ اَنْ يُحْمَدَ، الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ كَما هُوَ اَهْلُهُ، اَللّهُمَّ اَدْخِلْنى‏ فى‏ كُلِّ خَيْرٍ اَدْخَلْتَ‏ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ اَخْرِجْنى‏ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ.

ترجمه: « ستايش‏ مخصوص خدايى است كه مى‏كند آنچه بخواهد و ديگرى چنان نيست كه هر چه خواهد بكند ستايش او راست چنانچه‏ دوست دارد كه ستايش شود ستايش خاص اوست چنانچه شايسته آنست خدايا مرا در هر خيرى كه محمد و آلش را در آن‏ درآورده‏اى درآور و بيرونم آور از هر شرى كه محمد و آلش را از آن بيرون آورده‏اى‏ درود خدا بر محمد و آلش باد

پنجم- در هر صبح و شام‏ ده‏مرتبه بگو

سُبْحانَ اللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ، وَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اَكْبَرُ

ترجمه: «منزه است خدا و ستايش خاص خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است.»

و از جمله دعاهاى در اين دو وقت دعاى عَشَرات است كه بعد از اين خواهد آمد.




+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 1:20  توسط ن . د 

 

 

تعقيب نماز صبح منقول از متهجّد :

 

اَللّهُمَّ صَلِّ علَى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اهْدِنى‏ لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِ‏ بِاِذْنِكَ ، اِنَّكَ تَهْدى‏ مَنْ تَشآءُ اِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ .
ترجمه : « خدايا درود فرست بر محمد و آلش و مرا در آن حقى كه مورد اختلاف است‏ به مشيت و اذن خودت راهنمايى فرما كه تو هر كه را بخواهى به راه راست هدايت كنى . »

و مى‏گوئى ده ‏مرتبه :

اَللّهُمَّ صَلِ‏ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْاَوْصِيآءِ الرَّاضينَ المَرْضِيّينَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ ، وَ بارِكْ عَلَيْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ ، وَ السَّلامُ عَلَيْهِمْ وَ عَلى‏ اَرْواحِهِمْ وَ اَجْسادِهِمْ ، وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ .
ترجمه : « خدايا درود فرست بر محمد و بر آلش همان اوصياء خوشنود پسنديده به نيكوترين درودهايت و بركت فرست بر آنها به بهترين بركاتت و سلام بر ايشان و ارواح و اجسادشان و رحمت خدا و بركاتش . »

اين صلوات در عصرهاى جمعه نيز وارد شده با فضيلت بسيار و بگو نيز :

اَللّهُمَّ اَحْيِنى‏ عَلى‏ ما اَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِىَّ بْنَ اَبى‏ طالِبٍ ، وَاَمِتْنى‏ عَلى‏ ما ماتَ‏ عَلَيْهِ عَلِىُّ بْنُ اَبى‏ طالِبٍ عَلَيْهِ السَّلام .
ترجمه : « خدايا مرا زنده دار بر آنچه على بن ابيطالب را بر آن زنده داشتى و بميران بر آنچه‏ على بن ابيطالب بر آن درگذشت . »

 و بگو صد مرتبه :

اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ
ترجمه : « از خدا آمرزش خواهم و به سويش توبه كنم . »

و صد مرتبه :

اَسْئَلُ اللَّهَ الْعافِيَةَ
ترجمه : « مى‏طلبم از خدا تندرستى . »

و صد مرتبه :

اَسْتَجيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ
ترجمه : « پناه مى‏برم به خدا از آتش . »

و صد مرتبه :

وَ اَسْئَلُهُ الْجَنَّةَ
ترجمه : « و از او بهشت مسئلت دارم‏ . »

و صد مرتبه :

اَسْئَلُ اللَّهَ الْحُورَ الْعينَ
ترجمه : « از خدا حورالعين مى‏خواهم . »

و صد مرتبه :

لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبينُ
ترجمه : « معبودى نيست جز خدايى كه سلطان حق و آشكار است . »

و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه :

صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
ترجمه : « درود خدا بر محمد و آلش باد . »

و صد مرتبه :

سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ وَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَ اَللَّهُ اَكْبَرُ ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ‏
ترجمه : « منزه است خدا و ستايش خاص خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر است و جنبش و نيرويى مگر به خداى والاى بزرگ نيست . »

و صد مرتبه :

ما شآءَ اللَّهُ كانَ ، وَ لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّبِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ .
ترجمه : « آنچه خدا خواهد شود و نيست جنبش و نه نيرويى جز به خداى والاى بزرگ »

پس بگو :

اَصْبَحْتُ اَللّهُمَّ مُعْتَصِماً بِذِمامِكَ الْمَنيعِ ، الَّذى‏ لا يُطاوَلُ وَ لا يُحاوَلُ ، مِنْ‏ شَرِّ كُلِّ غاشِمٍ وَ طارِقٍ ، مِنْ سآئِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ ما خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصَّامِتِ وَ النَّاطِقِ ، فى‏ جُنَّةٍ مِنْ كُلِّ مَخُوفٍ بِلِباسٍ سابِغَةٍ وَِلاءِ اَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ ، مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِدٍ لى‏ اِلى‏ اَذِيَّةٍ ، بِجِدارٍ حَصينٍ الْإِخْلاصِ فِى الْإِعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ ، وَ التَّمَسُّكِ بَحَبْلِهِمْ ، مُوقِناً اَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ فيهِمْ وَ بِهِمْ ، اُوالى‏ مَنْ والَوْا ، وَ اُجانِبُ مَنْ جانَبُوا ، فَاَعِذْنى‏ اَللّهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ ما اَتَّقيهِ ، يا عَظيمُ حَجَزْتُ الْأَعادِىَ عَنّى‏ بِبَديعِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ ، اِنَّا جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمِ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ .
ترجمه : « صبح كردم خدايا در حالى ‏كه پناه آوردم به جوار ( مقام ) منيع تو كه دستى بدان نرسد و مورد تجاوز واقع‏ نگردد از شر هر ستمگر و هر راهزنى از تمام كسانى كه آفريده‏اى و چيزهاى ديگرى كه خلق كرده‏اى چه ( آنها كه ) خموش ( اند ) و چه گويا ؛ ( خود را ) در سپرى از هر چيز ترسناكى ( نهادم ) ، با لباسى بافته از دوستى خاندان پيمبرت و خود را بپوشانم‏ از هر كه قصد آزارم كند به سنگر محكم اخلاص با اعتراف به حق آن‏ بزرگواران و تمسك به رشته دوستى ايشان در حاليكه يقين دارم كه حق مخصوص آنها و نزد آنها و در پيش آنها و بوسيله آنها است دوست دارم هر كه را دوست دارند و دورى جويم از هر كه دورى جويند پس خدايا به‏ حق ايشان مرا ازشر هر چه‏ مى‏ترسم پناه ده اى خداى بزرگ ، من دشمنان را بوسيله خداى پديد آورنده آسمانها و زمين از خود دور ساختم ، همانا پيش‏ رويشان سدى نهاديم و پشت سرشان نيز سدى ، و پرده بر آنها افكنديم كه نمى‏بينند . »

و اين دعا در هر صبح و شام خوانده مى‏شود و آن دعاء اميرالمؤمنين عليه السلام است در لَيْلَةُ الْمَبيت و در تهذيب روايت شده كه هر كه بعد از نماز صبح ده‏ مرتبه بگويد :

سُبْحانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ ، وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِ الْعَظيمِ .

حقّ‏ تعالى او را عافيت دهد از كورى و ديوانگى و جُذام وفقر و خانه برسرفرود آمدن يا خرافت در هنگام پيرى .

و شيخ كلينى از حضرت صادق‏ عليه السلام روايت كرده كه هر كه بعد از نماز صبح و نماز مغرب بگويد هفت ‏مرتبه :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرّحَيمِ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِ الْعَظِيمِ .

حقّ تعالى دفع كند از او هفتاد نوع از انواع بلا كه آسانتر آنها باد و پيسى و ديوانگى باشد و اگر شقى باشد محو شود از اشقياء و نوشته شود از سُعداء .

و نيز از آن حضرت روايت كرده كه براى دنيا و آخرت و رفع درد چشم اين دعا را بعد از نماز صبح و مغرب بخوانند :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ ‏مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ ، صَلِ‏ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ‏ مُحَمَّدٍ ، النُّورَ فى‏ بَصَرى‏ وَ الْبَصيرَةَ فى‏ دينى‏ ، وَ الْيَقينَ فى‏ قَلْبى ‏، وَ الْإِخْلاصَ‏ فى‏ عَمَلى‏ وَ السَّلامَةَ فى‏ نَفْسى‏ وَ السَّعَةَ فى‏ رِزْقى ‏، وَ الشُّكْرَ لَكَ‏ اَبَداً ما اَبْقَيْتَنى .
ترجمه : « خدايا از تو مى‏خواهم به آن حقى كه محمد و آلش بر تو دارند كه درود فرستى بر محمد و آلش و قرار ده روشنايى در ديده‏ام و بينايى در دينم و يقين در دلم و اخلاص در عملم و سلامتى در جانم و فراخى در روزيم و هميشه تا زنده‏ام دارى سپاسگذارت باشم .»

شيخ ابن فهد در عُدَّة الدّاعى از حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده كه هر كه بگويد در عقب نماز صبح اين كلام را حاجتى طلب نكند مگر آنكه آسان شود براى او و كفايت كند حقّ تعالى آنچه را كه مهمّ او است :

بِسْمِ اللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وآلِهِ وَ اُفَوِّضُ اَمْرى‏ اِلَى اللَّهِ اِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ ، فَوَقيهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا ، لا اِلهَ إلاَّ اَنْتَ ، سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ ، حَسْبُنَا اللَّهُ و َنِعْمَ الْوَكيلُ ، فَاْنَقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ، ما شآءَ اللَّهُ لاحَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّه ما شآءَ اللَّهُ لا ما شآءَ النَّاسُ ، ما شآءَ اللَّهُ وَ اِنْ كَرِهَ النَّاسُ ، حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبينَ ، حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ ، حَسْبِىَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقينَ ، حَسْبِىَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ ، حَسْبى‏ مَنْ هُوَ حَسْبى ‏، حَسْبى‏ مَنْ لَمْ يَزَلْ ‏حَسْبى ‏، حَسْبى‏ مَنْ كانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبى ‏، حَسْبِىَ ‏اللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ‏الْعَظيمِ
ترجمه : « به نام خدا و درود خدا بر محمد و آلش باد و واگذارم كارم را به خدا كه براستى خدا به كار بندگان بينا است ، پس خدا از نيرنگهاى بد نگاهش داشت ، معبودى جز تو نيست ، منزهى تو كه من از ستمكارانم پس ما دعايش مستجاب كرديم و از غم و اندوه نجاتش داديم اين چنين مؤمنان را نجات دهيم ، خدا ما را بس است و چه نيكو وكيلى است پس با نعمت خدا و فزونى كه ديگر بدى به آنها نرسيد بازگشتند آنچه خدا خواهد ، نيست جنبش ونه نيرويى مگر بوسيله خدا آنچه خدا خواهد مى‏شود نه آنچه مردم خواهند آنچه خدا خواهد مى‏شود اگر چه مردم ناخوش دارند بس است مرا پروردگار از ( بندگان ) پروريده شده ، بس است مرا آفريدگار از آفريدگان بس است مرا روزى ده از روزى خوران بس است مرا خدا پروردگار جهانيان بس است مرا آنكه او بس است مرا، بس است مرا آنكه هميشه مرا بس است ، بس است مرا آنكه از وقتى بودم هميشه بسم بوده بس است ، مرا خدا معبودى جز او نيست ، بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش با عظمت . »

مؤلف گويد كه شيخ ما ثقة الاسلام نورى نوَّرَ اللَّهُ مَرْقَدَهُ در كتاب دارُ السَّلام از شيخ خود مرحوم خُلْد مَقام عالم ربّانى جناب حاجّ ملّا فتحعلى سلطان آبادى (ره) نقل فرموده كه فاضل مقدّس آخوند مُلّا محمّد صادق عراقى در غايت سختى و پريشانى و بد حالى بود و بهيچوجه براى او گشايشى نميشد تا آنكه شبى در خواب ديد كه در يك وادى خيمه بزرگى با قبّه سر پا است پرسيد اين خيمه از كيست گفتند از كهف حصين و غياث مضطرّ مستكين حضرت قائم مهدى و امام منتظر مرضى عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ مى‏باشد پس بتعجيل خدمت آن حضرت مشرّف گرديد و سختى حال خود را به آن حضرت عرض كرد و از آن بزرگوار دعائى براى گشايش كار و رفع غمّ خويش خواست آن حضرت او را حواله فرمود بسيّدى از اولاد خود و اشاره فرمود به او و به خيمه او . آخوند از خدمت آن حضرت بيرون شد و رفت بهمان خيمه كه حضرت به آن اشاره فرموده بود ، ديد سيّد سَنَد و حِبْر مُعْتَمَد عالم اَمْجَد مُؤَيَّدْ جناب آسيّد محمّد سُلطان آبادى است در آن خيمه و در روى‏ سجّاده نشسته مشغول‏ دعا و قرائت ‏است ، آخوند برسيّد سلام كرد و حكايت حال را براى او نقل كرد ، پس سيّد براى گشايش امر و وسعت رزق او را دعائى تعليم نمود ، پس از خواب بيدار شد در حالى كه آن دعا در خاطر او بود و قصد كرد خانه سيّد را و پيش از اين خواب آخوند ، از سيّد مُنافر و تارك او بود ، به جهتى كه آنرا ذكر نمى‏كرد ، پس چون بخدمت سيّد رسيد ، او را بهمان نحو كه در خواب ديده بود ديد ، در مصلاى خود نشسته مشغول ذكر و استغفار است ، سلام كرد سيّد جواب سلام داد و تبسّمى نمود ، مثل آنكه از قضيّه مطّلع باشد ؛ پس آخوند براى گشايش امر خويش دعائى خواست ، پس سيد تعليم او نمود همان دعائى را كه در خواب به او تعليم فرموده بود ؛ پس آخوند مشغول به آن دعا شد به اندك زمانى دنيا از هر طرف به او روى آورد و از سختى و بد حالى بيرون آمد و مرحوم حاج ملا فتحعلى رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ سيد را مدح مى‏كرد مدح بليغى ، و او را ملاقات كرده بود و مقدارى از زمان هم شاگردى او نموده بود ، امّا آنچه را كه سيد تعليم آخوند كرده بود در خواب و بيدارى پس سه چيز است : اوّل آنكه در عقب فجر دست بر سينه گذارد و هفت‏ مرتبه [ ظاهرا هفتاد مرتبه صحیح باشد ] يا فَتَّاحُ بگويد . دوّم مواظبت كند بخواندن اين دعا كه در كافى است حضرت رسول صلى الله عليه وآله تعليم فرمود آنرا به مردى از صحابه كه مبتلا بود به ناخوشى و پريشانى و از بركت خواندن اين دعا به اندك زمانى ناخوشى و پريشانى از او برطرف شد :

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى‏ لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ‏ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً
ترجمه : « جنبش و نيرويى مگر بوسيله خدا نيست توكل كردم بر ( خداى ) زنده‏اى كه نميرد و ستايش خاص خدايى است كه فرزندى نگيرد و شريكى در فرمانروايى ندارد و خوارى‏ ندارد تا نيازمند ياور باشد و به نحو كامل او را بزرگ شمار .

سوّم در عقب نمازهاى صبح بخواند دعائى را كه از شيخ ابن فهد نقل شد و اين اَوْراد را بايد غنيمت شمرد و بخواندن آن مواظبت نمود و از فوائد آن غفلت ننمود ، و بدانكه سجده شكر بعد از نمازها مستحبّ مؤكّد است و دعا و اذكار بسيار در آنحال وارد شده و از حضرت امام رضاعليه السلام منقول است كه اگر خواهى صد مرتبه شُكْراً شُكْراً بگو و اگر خواهى صد مرتبه عَفْواً عَفْواً و نيز از آن حضرت منقول است كه كمتر آنچه در اين سجده گويند آن است كه سه مرتبه بگويند شُكْراً لِلَّهِ .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:29  توسط ن . د 

 

 

تَعْقيب نماز عشاء منقول از مُتَّهَجِّدْ

 

اَللّهُمَّ اِنَّهُ لَيْسَ لى‏ عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقى ‏، وَ اِنَّما اَطْلُبُهُ بِخَطَراتٍ تَخْطُرُ عَلى‏ قَلْبى ‏، فَاَجُولُ فى‏ طَلَبِهِ الْبُلْدانَ ، فَاَنَا فيما اَنَا طالِبٌ كَالْحَيْرانِ ، لا اَدْرى‏ اَفى سَهْلٍ هَوُ اَمْ فى‏ جَبَلٍ ، اَمْ فى‏ اَرْضٍ اَمْ فى‏ سَمآءٍ ، اَمْ فى‏ بَرٍّاَمْ فى‏ بَحْرٍ ، وَ عَلى‏ يَدَىْ مَنْ وَ مِنْ ، قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ عَلِمْتُ اَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَكَ ، وَ اَسْبابَهُ بِيَدِكَ ، وَ اَنْتَ‏ الَّذى‏ تَقْسِمُهُ بِلُطْفِكَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِكَ ، اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَاجْعَلْ يا رَبِّ رِزْقَكَ لى‏ واسِعاً ، وَ مَطْلَبَهُ سَهْلاً ، وَ مَاْخَذَهُ قَريباً ، وَ لاتُعَنِّنى بِطَلَبِ مالَمْ تُقَدِّرْ لى‏ فيهِ رِزْقاً ، فَاِنَّكَ غَنِىٌّ عَنْ عَذابى ‏، وَ اَنَا فَقيرٌ اِلى رَحْمَتِكَ ، فَصَلِ‏عَلى ‏مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ جُدْ عَلى‏ عَبْدِكَ ‏بِفَضْلِكَ ‏اِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظيمٍ .

ترجمه : « خدايا براستى من جاى رزق و روزى خود را ندانم ، بلكه روى خيالهايى كه در دلم خطور مى‏كند آن را مى‏جويم و به همين جهت بدنبال آن در شهرها مى‏گردم و از اين رو من در طلب روزى چون شخص سرگردانى هستم كه  نمى‏دانم آيا در دشت است يا در كوه ؟ در زمين است يا در آسمان ؟ در خشكى است يا در دريا ؟ و به دست‏ كى است ؟ و از جانب چه شخصى است ؟ آنچه مسلم است دانسته‏ ام كه علمش پيش تو است و اسبابش به دست تو است و تويى‏ كه آن را به لطف خود قسمت كنى و به رحمتت وسيله ‏اش را فراهم سازى ؛ خدايا پس بر محمد و آلش درود فرست‏ و روزيت را اى پروردگار ( مهربان ) بر من فراخ گردان و راه درآوردنش را آسان و جاى دريافتش را نزديك كن و مرا در طلب‏ آنچه مقدرم نكرده‏اى به زحمت مينداز ، زيرا تو از به زحمت انداختن من بى‏نيازى و من نيازمند رحمت توام ؛ پس درود فرست بر محمد و آلش و كرم كن بر بنده خود ، به فضلت كه تو داراى فضل بزرگى هستى‏ . »

 

مؤلف گويد اين‏دعا از ادعيه‏ طلب رزق است و مستحب است نيز در تعقيب عشاء هفت مرتبه سوره اِنَّا اَنْزَلْناهُ [ قدر ] بخواند و آنكه در نماز وتيره [ که ] آن دو ركعت نافله نشسته است بعد از نماز عشاء ؛ صد آيه از قرآن بخوانند و مستحب است عوض صد آيه سوره اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ در يك ركعت و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ در ركعت ديگر بخوانند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 19:25  توسط ن . د 

 

 

تعقيب نماز مغرب منقول از مصباح متهجد :

بعد از تسبيح [ حضرت ] زهراء عليها السلام مى‏گوئى :

اِنَ ‏اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى‏النَّبِىِّ ، يا اَيُّهَا الَّذينَ‏ امَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليماً ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ ، وَ عَلى‏ ذُرِّيَّتِهِ وَ عَلى‏ اَهْلِ بَيْتِهِ .

ترجمه : « همانا خدا و فرشتگانش بر پيغمبر درورد فرستند ، اى كسانى‏ كه ايمان آورده‏ايد درود فرستيد بر او و سلام كنيد ، سلام كاملى ؛ خدايا درود فرست بر محمد پيامبر ( گرامى خود ) و بر نژادش و بر خاندانش . »

 

پس مى‏گوئى هفت مرتبه :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ .

ترجمه : « به نام خداى بخشاينده مهربان و هيچ جنبش‏ و هيچ نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ . »

 

و سه مرتبه :  

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ يَفْعَلُ ما يَشآءُ وَ لا يَفْعَلُ ‏ما يَشآءُ غَيْرُهُ .

ترجمه : « ستايش خاص خدايى است كه آنچه خواهد مى‏كند ولى غير او آنچه را خواهد نتواند انجام دهد . »

 

سپس مى‏گوئى :

سُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ ، اغْفِرْ لى‏ ذُنُوبى‏ كُلَّها جَميعاً ، فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّها جَميعاً اِلاَّ اَنْتَ .

ترجمه : « منزهى تو معبودى جز تو نيست گناهان مرا به تمامى هر چه هست بيامرز ، زيرا تمامى گناهان را ( كسى ) جز تو نيامرزد . »

 

پس نافله مغرب را بجا مى‏آورى و آن چهار ركعت ‏است بدو سلام ، و تكلّم مكن ما بين آنها و شيخ فرموده : روايت شده‏ كه‏ در ركعت‏ اوّل ‏سوره‏ قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ‏ بخوانند و در ركعت دوّم قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ و در دو ركعت ديگر هر چه خواسته‏ باشند و روايت شده كه حضرت امام على‏ النقى‏ عليه السلام در ركعت‏ سوّم ، سوره ‏حمد و اوّل سوره حديد مى‏ خواند تا وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ و در ركعت چهارم حمد مى‏خواند و آخر سوره حشر يعنى از لَوْ اَنْزَلْنا هذَا الْقُرانَ تا آخر سوره .

 

و مستحبّ است كه بخوانند در سجده آخر نوافل ، در هر شب و خصوصاً در شب جمعه هفت مرتبه :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ ، وَ اِسْمِكَ الْعَظيمِ ، وَ مُلْكِكَ الْقَديمِ ، اَنْ‏ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ ، وَ اَنْ تَغْفِرَ لى‏ ذَنْبِىَ الْعَظيمَ ، اِنَّهُ لايَغْفِرُ الْعَظيمَ اِلَّا الْعَظيمُ .

ترجمه : « خدايا از تو مى‏خواهم به ذات بزرگوارت و نام بزرگت و سلطنت ازليت كه‏ درود فرستى بر محمد و خاندانش و بيامرزى گناه بزرگ مرا زيرا كه بزرگ را جز بزرگ نيامرزد . »

 

و چون از نافله فارغ‏ شدى پس هر چه مى‏خواهى تعقيب مى‏خوانى و مى‏گوئى ده مرتبه‏ :

ما شآءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ ، اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ .

ترجمه : « آنچه خدا خواهد ، نيرويى نيست جز به خدا ، از خدا آمرزش خواهم . »

 

پس مى‏گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ مُوجِباتِ‏ رَحْمَتِكَ ، وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ ، وَ النَّجاةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ كُلِّ بِلِيَّةٍ ، وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالرِّضْوانِ فى‏ دارِ السَّلامِ ، وَجِوارِ نَبِيِّكَ  مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلسَّلامُ ، اَللّهُمَ‏ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ .

ترجمه : « خدايا از تو خواهم آنچه موجب رحمت و وسائل حتمى آمرزش تو است و رهايى از آتش دوزخ و از هر بلا و گرفتارى و رسيدن به بهشت و خوشنودى تو را در منزلگاه سلامتى و همسايگى پيغمبرت محمد كه بر او و آلش سلام باد ، خدايا هر نعمتى كه ما داريم از تو است ؛ معبودى جز تو نيست ؛ از تو آمرزش خواهم و به سويت توبه كنم . »

 

و مى‏خوانى ما بين نماز مغرب و عشاء نماز غفيله را و آن دو ركعت است :

در ركعت اوّل بعد از حمد مى‏خوانى :

وَ ذَا النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ ، فَنادى‏ فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ‏ اِلاَّ اَنْتَ ، سُبْحانَكَ اِنّى‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ ، فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ ، وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ .

ترجمه : «  و ذا النون ( يونس ) را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان داشت بر او سخت نگيريم ، پس از ظلمات

ندا داد كه معبودى جز تو نيست ، منزهى تو كه همانا من از ستمكاران بوده‏ام ، پس دعايش [ را ] مستجاب كرديم و از تنگناى غم‏ نجاتش داديم و اين چنين مؤمنين را نجات دهيم. »

و در ركعت دوّم بعد از حمد مى‏خوانى :

وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ‏ لايَعْلَمُها اِلاَّ هُوَ ، وَ يَعْلَمُ ما فِى الْبَّرِ وَ الْبَحْرِ ، وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ اِلاَّ يَعْلَمُها ، وَ لا حَبَّةٍ فى‏ ظُلُماتِ الْاَرْضِ ، وَ لا رَطْبٍ وَ لايابِسٍ اِلاَّ فِى كِتابٍ مُبينٍ .

ترجمه : « كليدهاى ( گنجينه‏هاى ) غيب نزد او است و جز او ( كسى ) غيب نداند و هر چه در خشكى و درياست مى‏داند ، هيچ برگى نيفتد جز آنكه آن را بداند و نه دانه‏اى در ظلمات زمين و نه تر و نه خشكى مگر آنكه در نامه روشن ثبت است . »

پس دستها را به‏ قنوت برمى‏دارى و مى‏گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِمَفاتِحِ الْغَيْبِ الَّتى‏ لايَعْلَمُها اِلاَّ اَنْتَ ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اَنْ تَفْعَلَ بى‏ كَذا وَ كَذا . »

ترجمه : « خدايا از تو مى‏خواهم به حق كليدهاى ( گنجينه‏هاى ) غيبى كه‏ جز تو كسى نداند ، درود فرستى بر محمد و آلش و نسبت به من چنين و چنان كنى »

و بجاى اين كلمه ‏( كَذا وَ كَذا ) حاجت ذكر مى‏كنى .

پس مى‏گوئى :

اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلِىُّ نِعْمَتى ‏، وَ الْقادِرُ عَلى‏ طَلِبَتى ‏، تَعْلَمُ‏ حاجَتى‏ ، فَاَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عَلَيْهِ ، وَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَيْتَها لى‏ .

ترجمه : « خدايا تويى ولى نعمت من و تواناى بر ( انجام ) خواسته من ، خواسته‏ام دانى از تو مى‏خواهم به حق محمد و آلش درود بر او و آنها باد كه حاجتم برآورى . »

حاجت خود را مى‏طلبى كه روايت شده كه هر كه اين نماز را بجا آورد و حاجت خود را بخواهد حق تعالى به او عطا فرمايد آنچه را كه خواهد .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:25  توسط ن . د 

 

 

تعقيب نماز عصر منقول از متهجد :

اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذى‏ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ، ذُوالْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ ذَليلٍ خاضِعٍ ، فَقيرٍ ، بآئِسٍ ، مِسْكينٍ ، مُسْتَكينٍ ، مُسْتَجيرٍ ، لا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاضَرّاً ، وَ لامَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوراً .

ترجمه : « آمرزش خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست زنده و پاينده و بخشاينده و مهربان و داراى جلال و بزرگوارى است ، از او خواهم توبه‏ام را بپذيرد توبه بنده‏اى خوار ، فروتن ، نيازمند ، پريشان ، بينوا ، درمانده ، پناهنده‏اى كه مالك هيچيك از سود و زيان و مرگ و زندگى و رستاخيزى براى خود نيست . »

 

پس مى‏گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ ، وَ مِنْ قَلْبٍ‏ لا يَخْشَعُ ، وَمِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ ، وِ مِنْ صَلوةٍ لا تُرْفَعُ ، وَ مِنْ دُعآءٍ لا يُسْمَعُ ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ ، وَالْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ ، وَ الرَّخآءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ ، اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اَلِيْكَ .

ترجمه : « بار خدايا به تو پناه مى‏برم از نفسى كه ( از خواهش ) سير نشود و از دلى كه خشوع ندارد و از دانشى كه سود ندهد و از نمازى كه بالا نرود و از دعايى كه شنيده نشود خدايا از تو خواستارم آسانى پس از دشوارى را و گشايش پس از گرفتارى و فراوانى پس از سختى بار خدايا هر نعمتى كه ما داريم از آن تو است كه معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و بسوى تو بازگشت كنم‏ . »

 

و از حضرت صادق عليه السلام منقولست كه هر كه استغفار كند بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه ، بيامرزد حق‏ تعالى از او هفتصد گناه و روايت شده از حضرت امام محمد تقى‏ عليه السلام كه هر كه بخواند اِنَّا اَنْزَلْناهُ فى‏ لَيْلَةِ القَدْرِ را بعد از عصر ده مرتبه ، بگذرد براى او در روز قيامت مثل عملهاى خلايق در اين روز و مستحب است خواندن دعاى عشرات در هر صباح و مساء و افضل ‏اوقات آن بعد از عصر روز جمعه است و آن دعا بعد از اين مذكور خواهد شد .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 18:24  توسط ن . د 

 

 

فصل دوّم در تعقيبات مختصّه‏

بگو در تعقيب نماز ظهر كما فى ‏المتهجّد :

لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ الْعَظيمُ الْحَليمُ ، لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ رَبُ الْعَرْشِ الْكَريمُ ، اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمينَ ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ ، وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ ، وَ الْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ ، وَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ . اَللّهُمَّ لا تَدَعْ لى‏ ذَنْباً اِلاَّ غَفَرْتَهُ ، وَلا هَمّاً اِلاَّ فَرَّجْتَهُ ، وَ لا سُقْماً اِلاَّ شَفَيْتَهُ ، وَ لا عَيْباً اِلاَّ سَتَرْتَهُ ، وَ لا رِزْقاً اِلاَّ بَسَطْتَهُ ، وَ لا خَوْفاً اِلاَّ امَنْتَهُ ، وَ لا سُوءً اِلاَّ صَرَفْتَهُ ، وَلاحاجَةً هِىَ لَكَ رِضاً وَلِىَ فيها صَلاحٌ اِلاَّ قَضَيْتَها ، يا اَرْحَمَ‏ الرَّاحِمينَ ، آمينَ رَبَّ الْعالَمينَ .

ترجمه : « نيست معبودى جز خداى بزرگ بردبار ، نيست معبودى جز خدا ، پروردگار عرش با كرامت ، ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است . بار خدايا از تو مى‏خواهم آنچه باعث‏ رحمت و وسائل حتمى مغفرت تو است و بهره ‏اى از هر نيكى و سلامتى از هر گناهى‏ ، بار خدايا هيچ گناهى برايم مگذار جز آنكه آن را بيامرزى و هيچ اندوهى جز اينكه برطرف كنى و هيچ دردى جز آنكه شفا دهى و هيچ عيبى جز آنكه بپوشانى و هيچ رزقى جز آنكه فراوانش كنى و هيچ ترسى جز آنكه امانش بخشى و هيچ بدى جز آنكه‏ برگردانيش و هيچ حاجتى كه در آن خوشنودى تو و صلاح كار من باشد جز آنكه برآورده‏اش كنى ،  اى‏ مهربانترين مهربانان اجابت فرما اى پروردگار جهانيان . »

 

و مى‏گوئى ده مرتبه :

بِاللَّهِ اعْتَصَمْتُ ، وَ بِاللَّهِ اَثِقُ ، وَ عَلَى اللَّهِ اَتَوَكَّلُ ،

ترجمه : « با توسل به خدا ( از گناه ) خوددارى كنم‏ و به خدا اعتماد كنم و بر او توكل كنم . »

 

پس می گویی :  

اَللّهُمَّ اِنْ عَظُمَتْ ذُنُوبى‏ فَاَنْتَ اَعْظَمُ ،  وَ اِنْ كَبُرَ تَفْريطى‏ فَاَنْتَ اَكْبَرُ ، وَ اِنْ دامَ بُخْلى‏ فَاَنْتَ اَجْوَدُ ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى‏ عَظيمَ ذُنُوبى بِعَظيمِ عَفْوِكَ ، وَ كَثيرَ تَفْريطى‏ بِظاهِرِ كَرَمِكَ ، وَاقْمَعْ بُخْلى‏ بِفَضْلِ جُودِكَ ، اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ .

ترجمه : « بار خدايا اگر گناهانم بزرگ است پس تو بزرگتر از آنهايى و اگر کوتاهيم زياد است باز هم تو بزرگترى و اگر بخل من ادامه دارد پس تو سخى‏ترى ، بار خدايا بزرگى گناهانم‏ را به بزرگى عفو خود ببخش و زياد كوتاهى كردنم را به كرم آشكارت بيامرز و بخل مرا به زيادى بخششت ريشه ‏كن ساز . خدايا هر نعمتى كه داريم از تو است معبودى جز تو نيست از تو آمرزش خواهم و به سوى تو بازگردم . »

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:30  توسط ن . د 

 

 

باب اوّل

در تعقيب نمازها و دعاهاى ايّام هفته و اعمال شب و روز جمعه و بعض ادعيه مشهوره و مناجات خمس عشرة و غيرها و در آن چند فصلست : فصل اوّل : در تعقيبات مشتركه :

 

منقول از مصباح شيخ طوسى‏ قدس سره و غيره پس هرگاه سلام نماز دادى سه مرتبه اَللَّهُ اَكْبَرُ بگو و بلند كن در هر يك دستها را تا محاذى گوشها پس بگو :

لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ اِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَ لا نَعْبُدُ اِلاَّ اِيَّاهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّ آبآئِنَا الأَْوَّلينَ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ اَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى‏ وَ يُميتُ وَ يُميتُ وَ يُحْيى‏ وَ هُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّشَىْ‏ءٍ قَديرٌ

ترجمه : « معبودى جز خدا آن معبود يكتا نيست و ما در برابر او تسليميم معبودى جز خدا نيست و ما جز او نپرستيم‏ و دين ( و عبادت ) را خالص براى او گردانيم و اگر چه بر مشركان بد آيد . معبودى جز خدا نيست كه پروردگار ما و پروردگار پدران پيشين ما است . معبودى نيست جز خدا كه يكتاى يكتاى يكتاست . به وعده خود وفا كند و بنده‏اش را يارى كند و لشگرش را عزت دهد و به تنهايى احزاب ( باطل ) را منهزم ساخت . پس او را است پادشاهى و او راست‏ سپاس ، كه زنده مى‏كند و مى‏ ميراند و بميراند و زنده كند و او است زنده‏اى كه نمى‏ميرد . هر خيرى به دست او است و بر هر چيز قادر است . »

 

پس بگو :

اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذى‏ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ

ترجمه : « آمرزش مى‏خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست‏ زنده و پاينده است و به سوى او توبه كنم . » 

 

پس بگو :

اَللّهُمَّ اهْدِنى‏ مِنْ عِنْدِكَ وَ اَفِضْ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ انْشُرْ عَلَىَّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ اَنْزِلْ عَلَىَّ مِنْ بَرَكاتِكَ . سُبْحانَكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ ، اِغْفِرْ لى‏ ذُنُوبى‏ كُلَّها جَميعاً ، فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ كُلَّها جَميعاً اِلاَّ اَنْتَ ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ ، وَ اَعُوذُ بِكَ‏ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ . اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ عافِيَتَكَ فى‏ اُمُورى‏ كُلِّها ، وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْيا وَ عَذابِ الْأخِرَةِ ، وَ اَعُوذُ بِوَجْهِكَ‏ الْكَريمِ ، وَ عِزَّتِكَ الَّتى‏ لا تُرامُ ، وَ قُدْرَتِكَ الَّتى‏ لا يَمْتَنِعُ مِنْها شَىْ‏ءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ ،  وَ مِنْ شَرِّ الْاَوْجاعِ كُلِّها ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها ، اِنَّ رَبّى‏ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ، وَ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ‏ . تَوَّكَلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى‏ لايَمُوتُ ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ لَمْ‏ يَتَّخِذْ وَلَداً ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ ، وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً .

ترجمه : « بار خدايا مرا از جانب خود راهنمائيم فرما و از زياده‏ بخششت به من افاضه نما و از رحمتت بر من بگستران و از بركاتت بر من فرو بار . منزهى تو معبودى جز تو نيست ، تمامى و همه گناهانم را بيامرز ، زيرا جز تو كسى تمامى و همه گناهان را نيامرزد ، بار خدايا من از تو درخواست مى‏كنم ، هر خيرى را كه علمت بدان احاطه نمود ، و پناه مى‏برم به تو از هر شرى كه علمت بدان احاطه نمود ، بار خدايا من از تو در تمام كارهايم عافيت مى‏خواهم ، و به تو پناه مى‏ برم از رسوائى و خوارى دنيا و عذاب آخرت ، و پناه مى ‏برم به ذات بزرگوارت‏ و به عزتت كه فوق آن متصور نيست ، و به قدرتت كه چيزى از آن سرپيچى نتواند ، از شر دنيا و آخرت و از شر تمامى دردها و از گزند هر جنبنده ‏اى كه تو فرمانرواى او هستى‏ ، همانا پروردگار من بر روش حقى است و هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به دست خداى والاى بزرگ‏ . توكل كنم بر خداى زنده‏اى كه هرگز نميرد و ستايش مخصوص خدايى است كه فرزندى نگرفته و كسى‏ در سلطنت شريك‏ او نيست‏ ، و خوارى ندارد تا نيازمند ياور باشد و به نحو كامل او را بزرگ شمار . »

 

پس تسبيح ميكنى تسبيح حضرت زهراء عليها السلام و مى‏گوئى پيش از آنكه از موضع خود حركت كنى ده مرتبه‏ :

 

اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ ‏اِلَّا اللَّهُ ، وَحْدَهُ لاشَريكَ‏ لَهُ ، اِلهاً واحِداً اَحَداً فَرْداً صَمَداً ، لَمْ‏ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً .

ترجمه : « گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد . معبود يكتاى يگانه فرد بى ‏نياز ، همسر و فرزندى نگيرد . »

 

مؤلّف گويد : كه فضيلت اين تَهْليل [ اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ ] بسيار وارد شده خصوصاً در تعقيب نماز صبح و شام و هنگام طُلُوع و غروب آفتاب .

 

پس مى‏گوئى :

سُبْحانَ اللَّهِ كُلَّما سَبَّحَ اللَّهَ شَى‏ءٌ ، وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُسَبَّحَ وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ ، وَ كما يَنْبَغى‏ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ كُلَّما حَمِدَ اللَّهَ‏ شَى‏ءٌ ، وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُحْمَدَ ، وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ وَ كَما يَنْبَغى‏ لِكَرَمِ‏ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ ، وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ كُلَّما هَلَّلَ اللَّهَ شَى‏ءٌ ، وَ كَما يُحِبُ‏ اللَّهُ اَنْ يُهَلَّلَ ، وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ ، وَ كَما يَنْبَغى‏ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ ، وَ اللَّهُ اَكْبَرُ كُلَّما كَبَّرَ اللَّهَ شَى‏ءٌ ، وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُكَبَّرَ ، وَ كَما هُوَ اَهْلُهُ ، وَ كَما يَنْبَغى‏ لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ ، سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ ، وَ لا اِلهَ‏ اِلَّا اللَّهُ ، وَ اللَّهُ اَكْبَرُ عَلى‏ كُلِّ نِعْمَةٍ اَنْعَمَ بِها عَلَىَّ ، وَ عَلى‏ كُلِّ اَحَدٍ مِنْ‏ خَلْقِهِ مِمَّنْ كانَ اَوْ يَكُونُ اِلى‏ يَوْمِ الْقِيمَةِ ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ اَنْ‏ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَسْئَلُكَ مِنْ خَيْرِ ما اَرْجُو وَ خَيْرِ ما لا اَرْجُو ، وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ ما اَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ ما لا اَحْذَرُ . ‏

ترجمه : « منزه است خدا هر آنگاه كه چيزى خدا را تسبيح گويد و چنانچه خدا دوست دارد كه او را تسبيح كنند و چنانچه‏ او لايق آنست و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال او است و ستايش خاص خدا است هرآنگاه‏ كه چيزى او را ستايش كند و چنانچه دوست دارد ستايش شود و چنانچه لايق آنست و شايسته‏ ذات بزرگوار و عزت و جلال او است و معبودى جز خداى يكتا نيست هر آنگاه كه چيزى او را به يكتايى ياد كند و چنانچه‏ دوست دارد به يكتايى ياد شود و چنانچه لايق آن است و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال‏ او است و خدا بزرگ است هر آنگاه كه چيزى او را به بزرگى ياد كند و چنانچه دوست دارد به بزرگى ياد شود و چنانچه لايق‏ آنست و شايسته ذات بزرگوار و عزت و جلال او است منزه است خدا و ستايش خاص او است و معبودى ‏جز او نيست و از همه چيز بزرگتر است براى هر نعمتى كه به من و به هر يك از خلق‏ خود داده از آنانكه بوده‏ اند يا پس از اين تا روز قيامت بيايند بار خدايا من از تو مى‏خواهم كه‏ درود بر محمد و آلش بفرستى و از تو درخواست مى‏كنم هر خيرى را چه اميد به آن داشته باشم و چه نداشته باشم‏ و پناه مى ‏برم به تو از شر آنچه از آن در هراسم و آنچه در هراس آن نيستم .»

 

پس مى‏خوانى سوره حمد و آية الكرسى‏ ( بقره، 255 ) ؛ و شَهِدَ اللَّهُ ( آل عمران، 18 ) ؛ و آيه قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ ( آل‏عمران، 26 ) ؛ و آيه سَخِرَه و آن سه آيه است از سوره اَعْراف كه اوّل آن اِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ ( آيات 54 56 ) است و آخر آن مِنَ الْمُحْسِنينَ .

 

پس مى‏گوئى سه مرتبه :

سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمينَ .

ترجمه : « منزه است پروردگار تو پروردگار عزت از آنچه ( مشركان ) توصيف كنند و درود بر پيامبران مرسل و ستايش خاص خدا است كه پروردگار جهانيانست . » 

 

پس مى‏گوئى سه مرتبه :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَ اجْعَلْ‏ لى‏ مِنْ اَمْرى‏ فَرَجاً وَ مَخْرَجاً ، وَ ارْزُقْنى‏ مِنْ حَيْثُ اَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا اَحْتَسِبُ .

ترجمه : «  بار خدايا بر محمد و خاندانش درود فرست و در كار من فرج و گشايشى قرار ده و روزيم ده از آنجا كه گمان دارم ‏و از آنجا كه گمان‏ ندارم .»

 

و اين دعائى است كه جبرئيل تعليم حضرت يُوسف‏ عليه السلام كرد هنگامى كه در زندان بود ،

 

پس بگير محاسن خود را بدست راست و كف دست چپ را بگشا بجانب آسمان و بگو ، هفت مرتبه :

يا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَ عَجِّلْ‏ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ

ترجمه :« اى پروردگار محمد و خاندان محمد بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج‏ آل محمد را نزديك كن . »

 

و بگو نيز بهمان حال سه مرتبه : ‏

يا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، صَلِ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَ ارْحَمْنى‏ وَ اَجِرْنى‏ مِنَ النَّارِ .

ترجمه : « اى ( خدايى كه ) داراى جلال و بزرگوارى ( هستى ) درود فرست‏ بر محمد و خاندانش و به من رحم كن و از دوزخم پناه ده . »

 

پس مى‏خوانى دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ . و مى‏گوئى :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْمَكْنُونِ‏ الْمَخْزُونِ الطَّاهِرِ الطُّهْرِ الْمُبارَكِ ، وَ اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظيمِ ، وَ سُلْطانِكَ الْقَديمِ ، يا واهِبَ الْعَطايا ، وَ يا مُطْلِقَ الأُسارى‏ ، وَ يا فَكَّاكَ الرِّقابِ‏ ‏مِنَ النَّارِ ، اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اَنْ تُعْتِقَ رَقَبَتى‏ مِنَ النَّارِ ، وَ اَنْ تُخْرِجَنى مِنَ الدُّنْيا سالِماً ، وَ [ اَنْ‏ ] تُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ امِناً ، وَ اَنْ تَجْعَلَ دُعآئى اَوَّلَهُ فَلاحاً ، وَ اَوْسَطَهُ نَجاحاً ، وَ اخِرَهُ صَلاحاً ،  اِنَّكَ اَنْتَ عَلاّمُ الْغُيُوبِ .

ترجمه : « بار خدايا از تو درخواست مى‏كنم به حق نام نهفته‏ و پنهانت كه پاك و پاكيزه و مبارك است و از تو مى‏خواهم به حق نام بزرگ و سلطنت ازليت اى بخشنده عطاها و اى رها كننده اسيران و اى آزاد كننده بندگان از دوزخ از تو مى‏خواهم كه درود فرستى بر محمد و خاندانش و مرا نيز از آتش دوزخ آزاد كنى و از دنيا با ايمان سالم بيرونم برى و وارد بهشتم كنى با ايمنى و دعايم را چنان قرار دهى‏ كه آغازش رستگارى و وسطش فيروزى و انجامش صلاح ( حالم ) باشد كه تو همانا داناى به ناديدنيهايى . »

 

و در صحيفه علويّه است در تعقيب هر فريضه :

يا مَنْ لايَشْغَلُهُ سَمْعٌ ، عَنْ سَمْعٍ وَ يا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ السَّآئِلُونَ ، وَ يا مَنْ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ المُلِحِّينَ ، اَذِقْنى‏ بَرْدَ عَفْوِكَ وَ حَلاوَةَ رَحْمَتِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ .

ترجمه : « اى آنكه سرگرمش نكند شنيدنى از شنيدن ديگر و اى آنكه ( كثرت ) سائلان او را به اشتباه نيندازد و اى كسى‏كه‏ اصرار اصراركنندگان به ستوهش نياورد ، لذت عفو و شيرينى رحمت و آمرزشت را به من بچشان . »

 

و نيز مى‏گوئى :

اِلهى‏ هذِهِ صَلوتى‏ صَلَّيْتُها ، لا لِحاجَةٍ مِنْكَ‏ اِلَيْها ، وَ لا رَغْبَةٍ مِنْكَ فيها اِلاَّ تَعْظيماً وَ طاعَةً وَ اِجابَةً لَكَ اِلى‏ ما اَمَرْتَنى‏ بِهِ ، اِلهى‏ اِنْ كانَ فيها خَلَلٌ اَوْ نَقْصٌ مِنْ رُكُوعِها اَوْ سُجُودِها فَلا تُؤاخِذْنى‏ ، وَ تَفَضَّلْ عَلَىَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرانِ .

ترجمه : « اى معبود من اين نمازى كه من بجا آوردم نه بخاطر احتياجى از تو به آن بود و نه رغبتى كه تو در آن داشته باشى جز تعظيم و فرمانبردارى تو و پذيرفتن آنچه مرا بدان‏ مأمور كردى معبود من اگر در اين نماز من خللى يا نقصى در ركوع يا سجودش هست پس مرا مؤاخذه مكن و با پذيرفتن آن و آمرزش ( من ) بر من تفضل كن . »

 

و نيز مى‏خوانى عقب هر نماز اين دعا را كه پيغمبرصلى الله عليه وآله تعليم اميرالمؤمنين ‏عليه السلام نموده براى حافظه :

سُبْحانَ مَنْ لا يَعْتَدى‏ عَلى‏ اَهْلِ مَمْلَكَتِهِ ، سُبْحانَ مَنْ لايَاْخُذُ اَهْلَ‏ الْأَرْضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ ، سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ ، اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى‏ فى‏ قَلْبى‏ نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّشَى‏ءٍ قَديرٌ .

ترجمه : « منزه است خدايى كه بر آنان كه تحت فرمانش هستند ستم نكند منزه است خدايى كه مردم زمين را به عذابهاى رنگارنگ نگيرد منزه است خداى رؤف مهربان بار خدايا در دل من نور ( معرفت ) و بصيرت و فهم و علمى قرار داده كه تو بر هر چيز توانائى‏ . »

 

و در مصباح كفعمى‏ است كه سه مرتبه بگو بعد از نمازها :

اُعيذُ نَفْسى‏ وَ دينى‏ وَ اَهْلى‏ وَ مالى‏ وَ وَلَدى‏ وَ اِخْوانى‏ فى‏ دينى‏ ، وَ ما رَزَقَنى‏ رَبّى‏ ، وَ خَواتيمَ عَمَلى ‏، وَ مَنْ يَعْنينى‏ اَمْرُهُ ، بِاللَّهِ الْواحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الَّذى‏ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ ، وَ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ، وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ اِذا وَقَبَ ، وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِى‏ الْعُقَدِ ، وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَدَ ، وَ بِرَبِّ النَّاسِ ، مَلِكِ النَّاسِ ، اِلهِ النَّاسِ ، مِنْ‏ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذى‏ يُوَسْوِسُ فى‏صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ‏الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ .

ترجمه : « پناه مى‏دهم خودم و دينم و خانواده و مال و فرزندم و برادران دينى خود و آنچه پروردگارم به من روزى كرده و سرانجام كارم و هم آن كس را كه دلبند كار اويم همه را به خداى يگانه يكتاى بى ‏نياز كه نزاده و نه زائيده شده هيچكس همتايش نيست و به پروردگار صبحدم از شر آنچه آفريده و از شر شب هنگامى كه به تاريكى درآيد و از شرّ دمندگانى در گره‏ ها و از شر حسود هنگامى كه حسودى كند و به پروردگار مردم پادشاه مردم معبود مردم از شر وسوسه‏گر نهانى آن كس كه در سينه‏ ها ( و دلهاى ) مردم وسوسه كند ( چه ) از جنيان باشد و ( چه ) از مردم . »

 

و از خطّ شيخ منقول است كه حضرت رسول‏ صلى الله عليه وآله فرموده هر كه خواهد كه خدا او را در قيامت بر اعمال بد او مطلّع نگرداند و ديوان گناهان او نگشايد بايد كه بعد از هر نماز اين دعا را بخواند :

اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَرْجى‏ مِنْ عَمَلى‏ ، وَاِنَّ رَحْمَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى ‏، اَللّهُمَّ اِنْ‏ كانَ ذَنْبى‏ عِنْدَكَ عَظيماً ، فَعَفْوُكَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى ‏، اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ ‏اَكُنْ اَهْلاً اَنْ اَبْلُغَ‏ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى‏ وَ تَسَعَنى ‏، لِأَنَّها وَسِعَتْ كُلَّشَىْ‏ءٍ ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ .

ترجمه : « بار خدايا مسلماً آمرزش تو اميدوار كننده‏ تر از كار من است و مسلماً رحمت تو وسيعتر از گناه من است . بار خدايا اگر گناهم پيش تو بزرگ است ولى عفو تو بزرگتر از گناه من است . بار خدايا اگر من شايسته رسيدن رحمتت نيستم ولى رحمت تو شايستگى رسيدن و فراگرفتن مرا دارد ، زيرا كه رحمت تو همه موجودات را فراگرفته به ( اميد ) رحمتت‏ اى ارحم الراحمين‏ . »

 

و از ابن بابويه ‏رحمه الله منقول ‏است كه فرموده چون از تسبيح حضرت فاطمه‏ عليها السلام فارغ شوى بگو :

اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ ‏وَ مِنْكَ السَّلامُ ، وَ لَكَ السَّلامُ ، وَ اِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ ، سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ ، وَ الْحَمْدُ للَّهِ‏ رَبِّ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ ، السَّلامُ عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ جَميعِ اَنْبِيآءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى‏ عِبادِ اللَّهِ الصَّالِحينَ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ عَلِىٍ‏ّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ ‏الْجَنَّةِ اَجْمَعينَ ، اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ‏الْحُسَيْنِ زَيْنِ‏ الْعابِدينَ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ مُحَمَّدِ بْنِ‏ عَلِىٍ‏ّ باقِرِ عِلْمِ النَّبِيّينَ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ، اَلسَّلام عَلى‏ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ عَلِىِّ بْنِ ‏مُوسَى ‏الرِّضا ، اَلسَّلامُ عَلى‏ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍ‏ الْجَوادِ ، اَلسَّلامُ عَلى‏ عَلِىِّ بْنِ‏ مُحَمَّدٍ الْهادى‏ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ‏ الزَّكِىِّ الْعَسْكَرِىِّ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقآئِمِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ‏ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ .

ترجمه : « بارخدايا تويى سلام ( سالم از هر عيب ) و از جانب تو است سلامتى و خاص تو است سلامتى و به سوى تو باز گردد ، منزه است پروردگار تو پروردگار عزت از آنچه وصف كنند و سلام بر پيمبران و ستايش ، خاص پروردگار جهانيان است . سلام بر تو اى پيمبر ( گرامى اسلام ) و رحمت خدا و بركاتش ، سلام‏ بر امامان راهنماى راه يافته ، سلام بر تمامى پيمبران خدا و رسولان و فرشتگانش ، سلام بر ما و بر بندگان شايسته خدا ، سلام بر على امير مؤمنان‏ ، سلام بر حسن و حسين دو آقاى تمام جوانان اهل بهشت ، سلام بر حضرت على بن الحسين زيور بخش عابدان ، سلام بر حضرت محمد بن  على شكافنده علم پيمبران ، سلام بر حضرت جعفر بن محمد ( امام ) صادق ، سلام بر حضرت موسى بن جعفر« الكاظم » ، سلام بر حضرت على بن موسى « الرضا » ، سلام بر حضرت محمد بن على « الجواد » ، سلام بر حضرت على بن محمد « الهادى» ، سلام بر حسن بن على« الزكى العسكرى » ، سلام بر حضرت حجة بن الحسن « القائم المهدى » ، درود فراوان خدا بر تمامى ايشان . »

پس هر حاجت كه دارى از خدا بطلب !

 

شيخ كفعمى فرموده بعد از نمازها مى‏گوئى :

رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً و بِالْإِسْلامِ ديناً ، وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً ، وَ بِعَلِىٍ‏ اِماماً، وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىٍ‏ّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسى‏ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍ‏ّ وَ الْحَسَنِ وَ الْخَلَفِ الصَّالِحِ ، عَلَيْهِمُ ‏السَّلامُ اَئِمَّةً وَسادَةً وَقادَةً ، بِهِمْ‏ اَتَوَلّى ‏، وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ .

ترجمه : « خوشنودم كه پروردگارم خدا است و دينم دين اسلام است و پيمبرم محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم است و

امامانم على و حسن و حسين و على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و فرزند شايسته اويند درود بر ايشان كه پيشوايان و آقايان و رهبرانند به ايشان‏ دوستى دارم و از دشمنانشان بيزارى جويم . »

 

پس ‏بگو سه‏ مرتبه :

اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ الْعَفْوَ وَ الْعافِيَةَ ، وَ الْمُعافاةَ فِى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ .

ترجمه : « بار خدايا من از تو گذشت و سلامتى و آسايش در دنيا و آخرت را خواستارم . »

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 15:50  توسط ن . د 

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذى‏ جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِكْرِهِ وَ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ نَاطِقَةً بِحَمْدِهِ وَ شُكْرِهِ وَ الصَّلوةُ وَ السَّلامُ عَلى‏ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ الْمُشتَقِّ اسْمُهُ‏ مِنْ اسْمِهِ الْمَحْمُودِ وَ عَلى‏ الِهِ الطَّاهِرينَ اُولِى الْمَكارِمِ وَ الْجُودِ .
« ترجمه : ستايش خداوندى را سزا است كه حمد را كليد ذكر خود قرار داد و تمامى موجودات را گويا به ستايش و سپاسگزارى خود آفريد و درود و سلام بر پيامبرش محمد باد كه نامش از نام او كه محمود است جدا گشته و هم بر خاندان طاهرينش باد كه صاحبان خوبيها و جودند . »

 

و بعد چنين گويد اين فقير بى ‏بضاعت و متمسّك باحاديث اهلبيت رسالت‏ عليهم السلام عبّاس بن محمد رضا القمّى خَتَمَ اللَّهُ لَهُما بِالْحُسْنى‏ وَ السَّعادَةِ كه بعضى از اخوان مؤمنين از اين داعى درخواست نمودند كه كتاب مفتاح الجنان را كه متداول شده بين مردم مطالعه نمايم و آنچه از ادعيه آن كتاب كه سند دارد ذكر نمايم و آنچه را كه سندش بنظرم نرسيده ذكر ننمايم و اضافه كنم بر آن بعض ادعيه و زيارات معتبره كه در آن كتاب ذكر نشده . پس احقر خواهش ايشان را اجابت نموده و اين كتاب را به همان ترتيب جمع آورده و ناميدم آنرا به « مفاتيح الجنان » و مرتّب گردانيدم آن را بر سه باب : باب اوّلْ در تعقيب نمازها ودعاهاى ايّام هفته و اعمال شب و روز جمعه و بعض ادعيه مشهوره و مناجات خمس عشرة و غيرها ؛ باب دوّم در اعمال ماههاى سال و فضيلت و اعمال روز نوروز و اعمال ماههاى رومى ؛ باب سيّم در زيارات و آنچه مناسب آن بابست . اميد كه اخوان مؤمنين بر وفق [ مطابق ] آن عمل نمايند و اين گنه‏كار روسياه را از دعا و زيارات و طلب مغفرت فراموش نفرمايند .

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 15:46  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « مَعوذَتَین »

در روایت آمده است : چنان که شخصی از خانه خود بیرون رود و معوذتین ( فلق و ناس ) را  بخواند ، چشم بد به او زیان نرساند ، و کسی که دچار ترس می شود به هنگام خوابیدن این دو سوره را به همراه آیت الکرسی [ آیه 255 سوره بقره ] بخواند .

 

سورة الفلقِ

  قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ «1»  مِن شَرِّ مَا خَلَقَ «2»  وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ «3»  وَمِن  شَرِّ النَّفَاثَاتِ فِي الْعُقَدِ «4»  وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ اِذَا حَسَدَ «5»

 

سورة النَّاسِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1»  مَلِكِ النَّاسِ «2»  إِلهِ النَّاسِ «3»  مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ «4»  الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «5»  مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ «6»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:31  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « توحید »

خواندن سوره توحید همچون خواندن یک سوم قرآن است :

 

سورة الْإِخْلاصِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «1»  اللَّهُ الصَّمَدُ «2»  لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ «3»  وَلَمْ يَكُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ «4»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:30  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « نصر »

در حدیث آمده است : قرائت سوره « نصر » ، در نمازهای واجب یا مستحب موجب پیروزی بر دشمنان می شود .

 

سورة النَّصر

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ «1»  وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً «2» فَسَبِّحْ بِحَمْدِ  رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً «3»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:29  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « کافرون »

در احادیث بسیاری ، فضیلت قرائت سوره « کافرون » در نمازهای واجب و مستحب بیان شده است و آن اینکه خواندن آن معادل یک چهارم قرآن است .  

 

سورة الكَافِرُونَ

قُلْ يَاأَيُّهَا الْكَافِرُونَ «1»  لاَ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ «2»  وَلاَ أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ «3»  وَلاَ أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدتُّمْ «4»  وَلاَ أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ «5»  لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ «6»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:28  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « عادیات »

در خبر است که هر کس به خواندن آن مداومت نماید با حضرت امیر المومنین علیه السلام محشور می شود .  

 

سورة العَاديات

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً «1»  فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً «2»  فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحاً «3»  فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً «4»  فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً «5»  إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ «6»  وَإِنَّهُ عَلَى‏ ذلِكَ لَشَهِيدٌ «7»  وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ «8»    أَفَلاَ يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ «9»  وَحُصِّلَ  مَا فِي الصُّدُورِ «10»  إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ «11»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:27  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « زلزله »

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند : هر کس سوره « اذا زلزلت » را چهار بار قرائت کند مانند کسی است که تمام قرآن را قرائت کرده است .

 

سورة الزَّلزَلَةِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا «1»  وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا «2»  وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا «3»  يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا «4»  بِأَنَّ  رَبَّكَ أَوْحَى‏ لَهَا «5»  يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ «6»  فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ «7»  وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً  يَرَهُ «8»

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:22  توسط ن . د 

 

 

فضیلت سوره « قدر »

از امام صادق روایت شده است که فرمودند : هر کس سوره « قدر » را در نماز واجب بخواند ، فرشته ای از جانب پروردگار ندا کند : ای بنده خدا ، خداوند گناهان گذشتته ات را آمرزید ، عمل از نو آغاز کن !

 

سورة القَدرِ

إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ «1»  وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ «2»  لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ «3»  تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ «4»  سَلاَمٌ هِيَ حَتَّى‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ «5»

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:15  توسط ن . د